|
ارتش سایبری ولایت بصیرت
| ||
دو هفته مانده به مذاکرات بغداد ، اتحادیه اروپا از ایران خواست فعالیت های غنی سازی اورانیوم را کاملا تعلیق کند.به گزارش عصر ایران به نقل از رویترز، مجموعه اتحادیه اروپا روز دوشنبه در نشستی در محل آژانس بین المللی انرژی هسته ای در وین ، با صدور بیانیه ای از ایران خواست فعالیت های غنی سازی اورانیوم را کاملا تعلیق کند. این اقدام تنها چند هفته مانده به مذاکرات هسته ای ایران و گروه 1+5 در روز سوم خرداد در بغداد صورت می گیرد. وین در روز دوشنبه میزبان نشستی برای بررسی معاهده منع گسترش سلاح هسته ای بود. دیپلمات های غربی در این باره گفته اند که فرصت های دست یابی به راه حل برای مسئله هسته ای ایران را در نشست بغداد "اندک" می دانند زیرا از یک طرف ایران بر لغو فوری تحریم ها اصرار دارد ولی غرب مخالف لغو تحریم ها تا قبل از توافق نهایی است به ویژه تحریم نفت ایران تصمیمی است که گرفته شده است. این در حالی است که پیش از این خبرهایی مبنی بر امکان پذیرش غنی سازی اورانیوم ایران در سطح پایین در قبال لغو تحریم ها منتشر شده بود. منابع دیپلماتیک در اروپا هم گفته اند: بسیاری از افراد درباره مذاکرات بغداد سخن می گویند. ما نیز به این مذاکرات، امیدوار هستیم اما مهم این است که واقعگرا باشیم. نشست بغداد، یک آغاز است و نه پایان. رویترز می نویسد: مجموعه اتحادیه اروپا از جمله فرانسه، آلمان و انگلیس یعنی سه عضو مهم گروه 1+5، با صدور این بیانیه هیچ نشانه ای را درباره پذیرش غنی سازی اورانیوم در ایران - حتی با غنای درصد پایین - بروز نداده اند. "جورجی مارتن زانائی " رئیس هیات اروپایی در نشست هسته ای وین نیز گفت: ایران باید فعالیت های غنی سازی اورانیوم، طرح های مرتبط با آب سنگین و حتی طرح های تحقیقاتی و توسعه را تعلیق کند. "روبرت وود" نماینده آمریکا هم در این نشست نگرانی خود را از ادامه عدم پایبندی ایران به التزام های معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای اعلام کرد. وی افزود: تلاش می کنیم در ارتباط با مسئله هسته ای ایران ، نتایج ملموسی به دست آید. از ایران می خواهیم برای اعتماد سازی گام های عملی و فوری دست بزند و همه تعهدات هسته ای اش را عملی کند. اصغر سلطانیه نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی هم در این نشست گفت: تهران با قدرت به معاهده منع گسترش سلاح هسته ای براساس تعهداتش پایبند است. سلطانیه پیش از این گفته بود ایران به هیچ وجه غنی سازی اورانیوم را متوقف نمی کند و او دلیلی برای تعطیلی سایت غنی سازی اورانیوم فردو نمی بیند. رویترز می نویسد: بسیاری از تحلیلگران معتقدند هر گونه راه حلی که دو طرف به آن دست یابند نیازمند عقب نشینی و امتیاز دادن از دو طرف است؛ راه حلی که به ایران اجازه غنی سازی محدود اورانیوم را بدهد و در مقابل ، سازمان ملل متحد اجازه یابد بازرسی ها از تاسیسات هسته ای ایران را افزایش دهد. [ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ معاونت فرهنگی/سیاسی ]
یک مقام نظامی اسراییل برای حزب الله لبنان خط و نشان کشیده که در صورتی که بخواهد در جنگ احتمالی بین اسراییل و ایران به نفع ایران مداخله کند ، ضربه ای نابود کننده دریافت خواهد کرد. به گزارش عصر ایران یک مقام نظامی اسراییل که نخواسته نامش فاش شود به روزنامه دیلی تلگراف بریتانیا گفت که امیدوار است در صورت وقوع جنگ احتمالی بین اسراییل و ایران حزب الله لبنان مداخله نکند چرا که در این صورت اسراییل چنان ضربه ویرانگری به لبنان وارد خواهد کرد که بازسازی ویرانه های آن دستکم 10 سال طول بکشد. این تهدید در حالی است که اسراییل با وجود در اختیار داشتن مدرن ترین ابزار آلات جنگی در جنگ 33 روزه با حزب الله در سال 2006 شکستی تاریخی خورد ؛ با این حال این مقام نظامی اسراییلی با یاد آوری اشتباهات اسراییل در آن جنگ گفت : اشتباهات اسراییل در جنگ 33 روزه دیگر تکرار نخواهد شد. این مقام اسراییلی با ادعای اینکه حزب الله لبنان در روستاهای جنوب این کشور تاسیسات نظامی بنا گرده تهدید کرد: در صورت وقوع جنگ روستانشینانی که در روستای آنها تاسیسات نظامی حزب الله بنا شده دیگر خانه ای نخواهند داشت تا پس از جنگ به آن باز گردند. اسراییل در جریان جنگ 33 روزه با حملات هوایی دستکم هزار شهروند بی دفاع لبنانی را به شهادت رسانده است. تلگراف در ادامه به نقل از این مقام نظامی اسراییلی می نویسد : " حزب الله لبنان باید به خوبی درباره اینکه می خواهد آیا در جنگ احتمالی اسراییل با ایران مداخله کند یا نه ؟ فکر کند . من امیدوارم ایران آنها را وادار به مداخله به نفع خود نکند چرا که طبیعتا هزینه این اقدام را ایران پرداخت نخواهد کرد. وی افزود : "دولت لبنان باید این مساله را مورد توجه قرار دهد. در صورت جنگ بسیاری از روستاها در جنوب لبنان نابود خواهد شد چون متاسفانه ما گزینه دیگری نداریم . حمله ما چنان خواهد بود که بازسازی خرابی های آن 10 سال زمان خواهد برد." این مقام نظامی اسراییل در ادامه با ابراز نگرانی از افتادن سلاح های شیمیایی دولت اسد به دست حزب الله لبنان گفت که از زمان پایان جنگ 33 روزه ، حزب الله زرادخانه ای بالغ بر 50 هزار راکت و موشک انبار کرده که برخی از آنها قادرند تل آویو را هدف قرار دهند. [ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ معاونت فرهنگی/سیاسی ]
دانشجویان،افسران جنگ نرم ما با جنگ نرم،با مبارزه ی نرم از سوی دشمن مواجهیم.... در این جنگ نرم،شما جوان های دانشجو،افسران جوان این جبهه اید. نگفتیم سربازان،چون سرباز فقط منتظر است که به او بگویند پیش،برود جلو؛عقب بیا،بیاید عقب.یعنی سرباز هیچ گونه از خودش تصمیم گیری و اراده ندارد و باید هرچه فرمانده می گوید،عمل کند.نگفتیم هم فرماندهانِ قرارگاه ها و یگان های بزرگ،چون آن ها طرحی های کلان را می کنند.افسر جوان در صحنه است؛هم به دستور عمل می کند،هم صحنه را درست می بیند؛با جسم خود و جان خود صحنه را می آزماید.لذا اینها افسران جوان اند؛دانشجو نقشش این است.حقیقتا افسران جوان،فکر هم دارند،عمل هم دارند،در صحنه هم حضور دارند،اوضاع را هم می بینند،در چارچوب هم کار می کنند.خوب،با این تعریف،استاد دانشگاه چه رتبه ای دارد؟اگر در زمینه های مسائل اجتماعی،مسائل سیاسی،مسائل کشور،آن چیز هایی که به چشم باز،به بصیرت کافی احتیاج دارد،جوان دانشجوی ما افسر جوان است، شما که استاد او هستید،رتبه ی بالا تر افسر جوانید؛شما فرماندهی هستید که باید مسائل کلان را ببینید؛دشمن را درست شناسایی بکنید؛هدف های دشمن را کشف بکنید؛احیانا به قرارگاه های دشمن،آن چنانی که خود او نداند،سر بکشید و بر اساس او،طراحی کلان بکنید ودر این طراحی کلان،حرکت کنید.در رتبه های مختلف،فرماندهان بالا این نقش ها را ایفا می کند. رهبر معظم انقلاب در دیدار با اساتید دانشگاه 4/6/1388 [ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ معاونت فرهنگی/سیاسی ]
چه سبک بود تابوت آن شهید شمالی یا جنوبی،فرقی نمی کند؛اینجا جزیره ی مجنون است.مهدی باکری الان نشسته روی قایق عاشورا.خداوند دارد بر چشمان حاج همت سرمه ی شهادت می کشد.عباس کریمی نیست.گاهی که می خواهد زیارت عاشورا بخواند غیبش می زند.پوتین بچه بسیجی ها رو دیشب خودش واکس زد و جز خدا هیچ کس نفهمید.این جا طلاییه است و هرچه درجه ات بالا تر می رود،تواضعت بیشتر می شود. اینجا بلم در حور افتاده و حمید باکری هر لحظه از ساحل زندگی دورتر می شود.این جا قطعه ای از بهشت است؛نه با قلم، که باید با دل نوشت.غرقه در خون است ما را سرنوشت.این جا لباس ها خاکی است و آدم ها خاکی اند.اینجا خیبر است و بدر،و مرد دارد با درد دست و پنجه نرم می کند. گلوله خورده درست به حنجره اش .حالا مرد با خون،فریاد می کشد. اندکی بعد مرد برای آخرین بار خندید.چند قطره از خون مرد افتاد روی عکس امام .وصیتنامه اش هم که در جیب پیراهن سبزش بود خونی شد.خدا می داند کدام بچه یتیم شده باشد.کدام مادری باز داغ اولاد را باید تحمل کند. این جا جزیره ی شمالی است و آمار شهدای جنوب دارد بالا می رود.این جا پشت جبهه است و پیرزنی دارد قلک بچه ها را می شکند.این جا بچه ها دارند به پدرهایشان پول تو جیبی می دهند . دختر شهیدی نامه ای به پدرش نوشته و آنرا انداخته داخل قلک.دخترک گلایه کرده از پدرش؛8 ماه است که تورا ندیده ام بابا.دخترک حالا 26 سال است که بابایش را ندیده. هیچکس بابای دخترک را نمی شناسد . هیچ بزرگراهی،هیچ کوچه ای،حتی هیچ کوچه ی بن بستی به نام شهید"علی اصغر ابراهیمی" نیست.دخترک بچه تر که بود به پسر همت ،به دختر باکری حسودی می کرد.حالا هم گاهی به مادرش می گوید؛((اصلا انگار پدر ما در جنگ نبوده.انگار پدر من در جبهه زیادی بوده. انگار فقط فرماندهان می جنگیدند. پس سهم اسم بابای من از این همه کوچه چه می شود؟ انگار شهدا هم بالا شهر،پایین شهری دارند.انگار یک عده شهید تر اند.انگار یک عده از شهدا عند ربهم یرزقون تر اند.کاش زورم به بابا می رسید و نمی گذاشتم به جبهه برود.کاش به بابا پول تو جیبی نمی دادم و دست تنگ می شد و از جبهه باز می گشت.این قدر که من عکس بابا را نوازش کرده ام،بابا سر من را نوازش نکرده.انگار پدر من شهید درجه دو است.انگار بقیه ی شهدا سیاهی لشگر بودند. من اگر صد بار هم به نفع ولایت موضع بگیرم ،هیچ کس نمی بیند و همه می گویند خانواده ی شهدا چپ کرده اند.300 هزار خانواده ی شهید،شده همین دو سه خانواده ی شهید!انگار خون بعضی ها سرخ تر بوده. انگار شهدا را هم خوشه بندی کرده اند.معلوم نیست ما خانواده ی شهید درجه چندم هستیم. برای هیچ کس نحوه ی شهادت بابا ی من مهم نیست.در جزیره ی شمالی مجنون بوده یا در جزیره ی جنوبی. اصلا در خیبر بوده یا در بدر.رفتگر بهشت زهرا (سلام الله علیها)چون می داند ما پولی نداریم تا شب جمعه کف دستش بگذاریم مزار پدر مرا درست نمی شوید.گنجشک ها چون می دانند ما گندم روی قبر بابا نمی گذاریم،روی مزار شهدای دیگر گندم می خورند. بابا کجایی که دلم تنگ توست.من از جنگ بدم می آید.حالم از تفنگ به هم می خورد.من عاشق جبهه ام.عاشق مردان قشنگ.جنگ یعنی خشونت،جبهه یعنی شهادت.این روزها سالگرد خیبر و بدر است ولی همه جا حرف از سرداران جنگ است نه سربازان جبهه.خود همت عاشق پدر من بود.حاضر بود در پوتین پدر من آب بخورد.حالا هیچ کس به فکر پدر من نیست.مسؤولان بهشت زهرا(سلام الله علیها) زورشان به قبور شهدای خوشه ی یک نرسید،مسطح سازی را از قبر پدر من شروع کردند.ما هم که صدایمان به جایی نمیرسد؛حالا قبر بابای من در بهشت زهرا(سلام الله علیها)شده عین قبور قبرستان امریکایی ها. صاف و یکدست.آه،چه قدر خاطره داشتم با مزار قبلی بابا.خودم تزیینش کرده بودم.پلاکش را گذاشته بودم کنار عکسش.طوری آویزون کرده بودم که قطره خون بابا برای همه معلوم باشد. بابا فقط یک جشن تولد پیشم بود که عکس آن را هم گذاشته بودم پایین محوطه ی آلومینیومی.من رفته بودم روی شانه ی بابا و از آن بالا چشمانش را بسته بودم.من روی شانه ی بابا قدم از خودش بلند تر شده بود.فردای جشن تولد،از خواب بلند شدم و دیدم بابا نیست.بابا همان شب رفت جبهه و دیگر برنگشت.تازه فهمیدم که چرا وقتی چشمانش را گرفتم دستم خیس شد. تازه فهمیدم بابا برای چی داشت گریه می کرد.بابا مرا گذاشته بود روی دوش خود تا گریه اش را نبینم.هنوز جای قطرات اشک بابا روی دست من هست.26 سال است که دست من بوی اشک بابا را می دهد. بابا هر وقت جبهه می رفت،بدون خداحافظی میرفت.طاقت نداشت وقت رفتن به چشمان من نگاه کند.این را خودش در وصیتنامه اش نوشته.به قرآن،من هم یک فرزند شهید هستم این روزها سالگرد شهادت بابای من هم هست. باور کنید بابای من هم شهید شده.از آن اندام رشید و تنومند،پلاکی برگشت و لباسی خاکی. حتی استخوانی هم نبود.چه سبک بود تابوت پدر من.بابای مرا در لحظه ی شهادت ،ملائکه تشییع کردند؛وقتی توپ خمپاره،به هزار پاره تقسیم کرد بدنش را.چند روز بعد مادرم به من گفت:در این تابوت خبری از بابای شهیدت نیست.فقط پیراهنش هست. پیراهن پاره و خونی ات بابا!چه قشنگ با احساسات من بازی کرد! [ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ ] [ معاونت فرهنگی/سیاسی ]
فراموشی خدا،عامل اصلی انحراف از مسیر انقلاب عده ای خیال کردند انقلاب کهنه شد یا کهنه شدنی است.اعلام کردند انقلاب کهنه شد!خودشان تمام شده بودند،خودشان ذخیره شان ته کشیده بود،قادر به ادامه ی راه نبودند،دنیا را ،جامعه را ، اقلاب را به خودشان قیاس کردند،اشتباه کردند."نسوا الله فأنساهم أنفسهم" وقتی با خدا قطع رابطه شد،انسان حتی خودش را هم نمی تواند بشناسد،چه برسد به جامعه اش،چه برسد به آرمان هایش.چه جور انسان با خدا قطع رابطه می کند؟وقتی که هوس ها ،گرایش های مادی،خود محوری ها بر انسان غلبه پیدا کرد و این جاذبه ها مثل تار عنکبوتی،حشره ی ضعیف همت و ایمان آن ها را در خود فرا گرفت،آن وقت متوقف می شوند.این جوری داشتیم.در گذشته هم داشتیم،در آینده هم خواهیم داشت،این ها ریزش هستند.آن کسانی که از راه انقلاب و مسیر انقلاب باز می مانند،لزوما کسانی نیستند که از اول،کمر دشمنی با انقلاب بسته اند. وقتی که انگیزه ی مادی بر انسان غلبه کرد،در راه می ماند ،وقتی هدف های کوچک و حقیرِ شخصی رسیدن به مال و منال،رسیدن به تجملات،رسیدن به ریاست،رسیدن به قدرت،برای انسان شد هدف،هدف اصلی از یاد می رود. در یک مسیر وقتی که ما در پی آن هستیم که به محلی،به هدفی برسیم،اگر در راه سبزه زاری،یک چشمه ای،قهوه خانه ی خوبی پیدا شد و پایمان سست شد و آنجا را هدف فرض کردیم،دلمان خوش شد به اینکه این لجظه را خوش بگذرانیم،هدف از یاد خواهد رفت،از راه خواهیم ماند.این بلایی بود که سر بعضی آمد،دیگران را هم به خودشان قیاس کردند،گفتند انقلاب تمام شد،گفتند امام فراموش شد،اما اشتباه می کردند.انقلاب یک حقیقت خدایی است،متکی به ایمان هاست،متکی به احساسات عاشقانه است،متکی به بصیرت است . مگر تمام می شود؟ دیدار امام خامنه ای با جهادگران بسیجی۳۱/۶/۱۳۸۹ [ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ ] [ معاونت فرهنگی/سیاسی ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||